|
|
پیش زمینه ذهنی عنوانی که انتخاب کرده ام به نظرم موردی است که در بسیاری از مسائل سیاسی-اجتماعی مشکلات فراوانی را ایجاد کرده است. پیش زمینه ذهنی شامل تمام تفکراتی می شود که در مورد کسی یا چیزی به وجود آمده یا ایجاد کرده اند. اشکال عمده ای که در شرایط کنونی وجود دارد آن است که همه ما مسایلی را که در مورد کسی یا چیزی می شنویم بدون تحقیق در مورد آن شخص یا موضوع قبول کرده و درست فرض می کنیم. مثلا در دنیای سیاست افرادی مانند دکتر علی شریعتی و دکتر عبدالکریم سروش و آیت الله منتظری بدون آنکه بخواهم آنها را تایید یا رد کنم در برابر هجوم افکار مختلف قرار گرفته اند واین شرایط باعث ایجاد پیش زمینه های ذهنی مختلف در مورد آنها شده است. به عنوان مثال بسیاری از مخالفین دکتر شریعتی بدون آن که حتی یک اثر از ایشان را مورد مطالعه قرار داده باشند چون در فلان سخنرانی از کسی که مورد قبول آنها بوده سخنی را در مورد ایشان شنیده اند او را به طور کامل زیر سوال می برند. در اکثر موافقانشان نیز چنین حالتی وجود دارد و آنها هم بدون مطالعه و استدلال قوی برای متقاعد کردن دیگران ٬ فقط به دلیل آن که ایشان را همفکر با خود می دانند از این بزرگوار استفاده سیاسی می کنند. در مورد دو شخص نامبرده دیگر و همچنین بسیاری از افراد رنجدیده دیگر انقلاب که بنده به خاطر نمی آورم نیز این مطالب صادق است. در مسایل اجتماعی هم این موارد بسیار دیده می شود که ما بدون شناخت افراد فقط با شنیدن سخنان دیگران یا دیدن رفتاری غلط ٬ آنها را به طور کامل زیر سوال می بریم که بسیاری از مشکلات را در امور و روابط اجتماعی روز مره به وجود می آورد. بنده حقیر فکر می کنم در هنگام قضاوت در مورد موضوعی یا شخصی باید تمامی پیش زمینه های ذهنی که محیط اطراف ما به وجود آورده اند کنار بگذاریم و با ذهنی عاری از هر گونه تفکرات مثبت و منفی به سمت آن موضوع یا شخص برویم. مطمئنا این گونه برخورد کردن با مسایل ٬ بسیاری از پیش زمینه های غلط را از بین خواهد برد و طرزتفکر افراد را نسبت به دیگر اشخاص و موضوعات تغییر خواهد داد. نوشته شده توسط محمد محقر | لینک ثابت | حرف چهارم (سیاسی) |
روشنفکر اصلاح طلب و مذهب خطبه 32 نهج البلاغه : ای مردم ما در زمانه ای پرعناد و بد کینه گرفتار شده ایم انسان نیکدل و پاکدامن را دراین روزگار بد می شمرند و ستمکار در این عصر بر تندباد غرور و نخوتش می افزاید. مطلبی که دیری است مرا می آزارد و به فکر واداشته است این است که : اولا اختلاف بین اصلاح طلبان مذهبی و توده مردم ناشی از چیست؟ و ثانیا اگر اصلاح طلبان ادعای روشنفکری دارند، در شرایطی که جامعه رو به انحطاط و نا امیدی پیش می رود، آیا وظیفه ندارند علت اصلی و حقیقی انحطاط جامعه و عامل واقعی توقف و عقب ماندگی و فاجعه را کشف نمایند و در مردم آگاهی و ایمان جوشان ایجاد نمایند؟ نکته اساسی که روشنفکر و اصلاح طلب واقعی باید به آن توجه کند این است که روح غالب بر فرهنگش روح اسلامی است و اسلام است که تاریخ و حوادث و زیربنای اخلاقی و حساسیت های جامعه اش را ساخته است. حال اگر به این واقعیت پی نبرد، در جو مصنوعی و محدود خود ساخته گرفتار می گردد و در تفاهمش با مردم دچار اشتباه شده و نمی تواند مورد قبول قرار گیرد و این چنین می شود که مردم از تکنوکرات ها و اصلاح طلبانی که داعیه روشنفکری دارند و از مطلب کلیدی فوق غفلت کرده اند فرار کرده و سراغ کسانی می روند که تظاهر به حمایت از مذهب می کنند. به نظر نگارنده این سطور، اصلاح طلبان و روشنفکران و نو اندیشان دینی و ...... باید بدانند که اسلام حقیقی بر اساس جهاد و عدالت است (نه عدالتی که اکنون توسط افرادی با تفکراتی ضد روشنفکری دینی مطرح می شود وفقط شعارش را سر می دهند، بلکه عدالتی که هدف رسالت همه انبیا بوده است) و مذهبش بر پایه نان و آخرتش بر پایه دنیا و خدایش عزیز و عزت دوست است. روشنفکر مذهبی باید سلاح مذهب را از دست عواملی که به دروغ با این سلاح مسلح شده اند تا قدرتشان را اعمال کنند یا از آن دفاع نمایند بگیرد و مذهب حرکت و قدرت و حیات و عدالت واقعی را به جامعه تزریق کند. در پایان امیدوارم که اصلاح طلبان و افرادی که ادعای روشنفکری دارند، به یک ایمان تازه و توده مردم به یک خود آگاهی جوشان و مترقی برسند که این دو لازم و ملزوم هم می باشند. نوشته شده توسط محمد محقر | لینک ثابت | حرف چهارم (سیاسی) |
|
|